على اصغر ظهيرى
37
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
خود گفت بايد كارى كرد ، به همين منظور از منزل بيرون آمد ، در ميان راه ناگهان چشمش به امام حسن و امام حسين عليهما السلام افتاد ، بى درنگ نزد آنها آمد و آن دو بزرگوار را بر دوش گرفت و با همان حال نزد رسول خدا آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ! من با اين دو نور ديده به تو پناه آورده و توبه كردم . رسول خدا وقتى اين منظره را ديد آن چنان خنديد كه ناچار دست مباركش را مقابل دهان خود گرفت و به آن مرد فرمود : برو ، تو آزاد هستى . نكته مهم اين است كه در اين لحظه آيه 64 سورهء نساء نازل شد : وَ لَوْ انَّهُمْ اذْ ظَلَمُوا انْفُسَهُمْ جاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُو اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمْ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوّاباً رَحِيْماً « و اگر گنهكاران هنگامى كه به خود ستم مىكردند ( و گناه مىكرند ) نزد تو مىآمدند و از خداوند طلب آمرزش مىكردند و پيامبر نيز براى آنان استغفار مىنمود ، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند . » « 1 » انفاق و اعتدال در بخشش مرحوم طبرسى در تفسير شريف « مجمع البيان » نقل كرده است كه : زن فقيرى در عصر رسول خدا فرزندش را فرستاد و گفت به آن حضرت بگو : مادرم از شما يك زره مىخواهد . فرزند او نزد رسول خدا آمد و پيام مادرش را ابلاغ كرد ، حضرت فرمود : فعلا زره ندارم صبر كن تا بياورند . او نزد مادرش برگشت و پيام رسول خدا را رساند ، مادرش گفت : برگرد و به حضرت بگو مادرم مىگويد : يك پيراهن به من بدهيد . فرزند او رفت و رسول خدا پيراهن خود را از تن در آورد و به او داد ، آن حضرت
--> ( 1 ) - معالى السبطين ، ج 2 ، ص 286 .